محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
615
خلاصة الحكمة ( فارسى )
بالطّبع ، هر نبضه مركّب از دو حركت و دو سكون است . و اين سكونهاى عارضى اتّفاقى باعث انتقاض در حدود نمىشود . واقع فى الوسط : نبضى است كه حركت نمايد در موضعى كه آنجا توقّع سكون باشد ؛ يعنى سكون ننمايد بلكه حركت نمايد . و اين حركت ، يا ما بين انبساط و انقباض و يا ما بين انقباض و انبساط كه زمان سكون است واقع است . و حصول اين حركت سوم كه ما بين دو حركت متضاد واقع مىشود ، چنان است كه مثلًا بعد [ از ] تمامى انبساط عرق ، به انقباض رجوع نمايد فوراً ؛ خواه سكون خفيفى بعد انبساط نموده و يا اصلًا سكون ننموده و به مجرّد شروع در انقباض ، باز منبسط گردد و قرعه نمايد به تعجيل ؛ به حيثيتى كه در آن مقدار زمان كه سكون متوقّع بود ، حركت واقع شود ؛ پس به انقباض متحرّك شود على ما ينبغى . حاصل ، آن كه ميان دو حركت متضادّه ، حركتى ثالثه وارد گردد . و بدين سبب اين را « واقع فى الوسط » نامند . پس اين حركت واقعه در وسط : اگر در زمان يكى از دو سكون است ، نبض از سه حركت تركيب يافته ؛ و اگر در زمان هر دو سكون است ، از چهار حركت . و اين ، منتقض حدّ نبض است ؛ چنان چه در مبحث ذو الفترة - عن قريب - ذكر يافت . و جواب اين نيز همان است . بدان كه اين ، مشابهت به مطرقى دارد . و فرق ميان اين و مطرقى آن است كه : قرعهء ثانيه در مطرقى ، لاحق مىگردد پيش از انقضاء قرعهء اولى و نبضهء لاحقه فى الواقع فى الوسط ، مىباشد در زمان سكون بعد [ از ] انقضاء اولى . نيز مشابهت به غزالى دارد . و فرق ميان هر دو آن است كه : قرعهء ثانيه در « غزالى » لاحق مىگردد پيش از انقضاء قرعهء اولى ؛ يعنى هنوز بعض اجزاء عِرق از قرعه اولى فارغ نشده كه بعض ديگر از اجزاء آن ، قرعه ثانيه نمايند ؛ يعنى اجزاء عرق در اين نبض ، مختلف مىباشد در سرعت و بطء و تقدم و تاخر و قرعه مىنمايد به هر نحو كه باشد خواه بعض اجزاء عرق كه پيشتر قرعه نموده بودهاند « 1 » ، پيش از آن كه بعض ديگر از اجزاء آن فارغ از
--> ( 1 ) . ب : قرعه نمودهاند .